قدیمیا یه چیزی می دونستن که میگفتن تا پاتو تو کفش کسی نکردی در موردش قضاوت نکن.

اون زمانا که ما انترن دونی بیش نبودیم یه سری مریض هایی میومدن تو اورژانس و میگفتن که فشارمونو بگیر...بعد جی پی ها می گفتن برو یه قبض بگیر بیا واست بگیرن!!  (یعنی تازه ما بگیریما!)

مام پیش خودمون فکر می کردیم عجب موجودات پلشت،خبیث،دون مایه و بدگهری هستنا!!! بیچاره مریض بره اینهمه تو صف و پولم بده که یه فشار ازش بگیریم!!

حالا که از انترن دون تبدیل به جی پی دون شدیم و یکمی بلا ملا سرمون آمده میبینیم که همچینم کار بیراهی نبوده!! (یا شایدم ما دچار خبث ذات شدیم خبر نداریم؟!)

صحنه ١: مریض وارد میشه.سن ۴۵ سال در حال وارد شدن داره آستینشو می زنه بالا .

خب آقا بفرمایین چی شده؟!

دماغم کیپه

خب آستینتو چرا زدی بالا؟!

خب فشارمم بگیر

مگه مشکل فشار داری؟!

نه می خوام حالا یه چکی بکنم

در اینجا هر آدم خوب با روح لطیفی میگه که واااااااااا؟! خب بگیر دیگه فشارشو!! آرتروز انگشت که نمی گیری!!! ولی خب این که یه دونه که نیستش که؟!!! تو این صحنه شماره قبض من ٧٨ بود و این آقا دست کم نمونه ٢٧ ام از مریض های مشابه بود که فقط می تونین به جای <دماغم کیپه > مشکلاتی مثل پام درد میکنه،سوزش ادرار دارم،آمدم جواب آزمایش تیروئید پسرمو ببینی..آمدم دفترچمو مهر کنم برم جنب دکتر!!!! رو قرار بدین.تازه داشته باشید که مریض هایی هم این بین هستن که واقعا گرفتن فشارشون اندیکاسیون داره....همچنان فکر می کنین خبیثم؟! عجله نکنین این تازه صحنه ١ بود

صحنه ٢: ساعت ۴۵ دقیقه بامداده.یه مریضی رو آوردن با سرگیجه: فشارشو میگیری و همینطور که داری کاراشو میکنی از گوشه چشمت میبینی که آستین همراه مریض داره میره بالا ... همراه مریض: وای که چقده منم سرم گیجه! فرتی میشینه رو صندلی و تا بخوای بیای بفهمی دنیا دست کیه باید فشار اونم بگیری.... در اینجا هم می تونین ساعت های مختلف رو در نظر بگیرین مثلا از وقتایی که بیرون پر از مریضه و دارن پشت درت غرغر می کنن تاااااااااااا همین نصف شبی و به جای سرگیجه هم می تونین مریضی هایی قرار بدین که اکثرا اندیکاسیون فشار گرفتن دارن ولی خب گاهی هم ندارن!

صحنه٣: می خوام واسه مریض مثلا دگزا بنویسم...با ترس و لرز می پرسم سابقه قند خون و فشار خون ندارین؟! چرا ترس و لرز؟! چون کافیه از دهنم دربیاد فشار...مریضه که انگار تو دلش گیر کرده چشماش برققققققققققق میزنه یه لبخندی میزنه که دندونای عقلشم معلوم میشه میگه: تا حالا که نداشتم ولی خوب شد گفتی: بیا یه چکی بکن

صحنه ۴:شبه،بهت زنگ میزنن که مریض داری. وارد مطب میشی...میبینی یه نفر آستینشو واست زده بالا سرشو گذاشته رو میز.

خانم چی شده؟!

دقت کنین که مریضه تونسته آستینشو بزنه بالا ولی نمی تونه جواب شما رو بده.همراهش میگه اصلا حالش خیلی بده!! میگی خب خانم صاف بشین که فشارتو بگیرم.در این صحنه مریضه تکیه میده به صندلی ولی سرش پرتاب میشه ! یه دور ساعت گرد،یه دور پادساعت گرد

خب خانم فشارت خوبه.مثلا ١١ ...حالا بر حسب مورد،دارو می نویسی...یهو حالش خوب میشه مریضه

و اما صحنه ۵: خانمه آمده براش دارو بنویسم...میگه اینجای دستمو نگا پوستش چجوری شده یه پمادم واسه این بنویس.میگم من نمی تونم برای این پماد بنویسم برو پیش متخصص پوست..میگه دفعه قبل همینجوری بود آمدم اینجا واسم دارو نوشتن خوب شد. میگم خب حتما اونی که نوشته می دونسته چی براتون خوبه...من نمی دونم باید بری متخصص بببینه...میگه خب یعنی هم اینجا ویزیت بدم هم به متخصص؟!!! (من معمولا اگه نتونم کاری واسه مریضا بکنم میگم ویزیتشونو پس بدن ولی اگه یکمی صحنه رو برگردونین عقب میبینین که واسش دارو نوشتم! ولی خب اینجا معمولا هر مریضی چندین نوع کار باید واسش انجام شه تا بالاخره رضایت بده بره) میگم خب چی کار کنم حالا؟! با کلی چشم و ابرو آمدن و غرغر جوری که یعنی حالا خیلی داره لطف میکنه در حقم میگه خب پس بیا اقلا فشارمو بگیر! بعدم میره رو ترازو که دیگه پول ویزیتش حلالم شه اقلا!!!

خب همچنان میگین من دچار خبث ذات و دنائت طبعم؟!!! فشارتونو بگیرم ازم راضی میشین؟!

/ 22 نظر / 34 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زبل خان

خواهرم یه مریض براش اومده بود گفته حتما یه پماد بده همیشه پماد بهمون می دادن...

خاله آذر

وای ...آنقدر فشار فشار نوشتی،حس کردم یکی باید بیاد فشار منو بگیره!![نگران]

دکتر سلطان

چه عحب اپ کردی[چشمک] هیچ وقت یادم نمیره چقدر تو طرح از همراه مریضا فشار گرفتم...[شرمنده]

لاله

آخ فشار منم افتاده ! خوب شد یادم افتاد [قهقهه]

لژیونلا

تو خبیث و بدذات نیستی، فقط جی پی هستی.

چلچله

عجب آدمایی پیدا میشن ها!!!! خدا بهتون صبر بده...

همين فشارگرفتن جي پي ات كرده وگرنه همون انترن ميموندي

پارسا

دید من به دکتر ها عوض شد .

maryam

kheily ghashang bud kolli khandidam yade marizaie khodam oftadam[خنده]